به بزرگی خودتون ببخشید اگه عکسا تار یا تیرس
اونجا خیلی از قسمتاش تاریک بود و سرد! البته من سعی کردم از اونجاهایی که چراغ بود عکس بگیرم.........
منم سه پایه نبرده بودم !
و واقعا چشم واسه دیدن کم می آورد ....چه برسه به دوربین!
دیوراه های غار از یه جنس خاصی بودن ....یه حالت پودری
قندیلهای آویزان از سقف غار!!!!!!!!!
دیواره های غار!!!!!!!!!!!!! که به حالت پودری بودن.........
اینم برادرم
دیدم همتون پرتره گذاشتین منم با خودم گفتم: خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو یا شایدم برعکس 
سبد سبد یاد و خاطره بودنت را پشت پنجره نگاهم آویختم.
عطر خوش خنده هایت را تا آن دوردست ها پراکندم.
صدایت را صدا زدم.
نگاهت را جستجو کردم.
آرزوهایت آرزویم شد.
غمت بهانه غصه هایم و شادی ات دلیل خنده هایم .
در روزگار نبودنت، بودنت را زندگی کردم.
اگر نمی خواهی، اگر دوست نداری ، برنگرد اما دلم به حال دلم می سوزد؛ برگرد.
ا.دردمندی





