یکی ازمناطق اردبیل(عکاس:پسر عمه بنده)
ابرهای پائیزی دلگیرمن
جونترای چهره پیر من
چشمهای من بی خبرای ساده
منتظرای دل به جاده داده
مردمکاتون به کجا زل زدن
باز واژه هاتون به کجا پل زدن؟
کاش که بدونید که دارم هنوزم
از اشتباه قبلیتون می سوزم
با اینکه هیچکس نیومد پیش من
شب زده ها چشمهای درویش من
تنها نبودم حتی یک دقیقه
با تنهایی که بهترین رفیقه

