دوستای گلم عکسهایی که تو سفرم به کربلا داشتم رو براتون گذاشتم
این عکس تو هواپیما به سمت دیار کربلاست

اینجا رود دجله و فرات است که با هم یکی می شن

وارد شهر کربلا شدیم .... اینجا یکی از کوچه های شهر کربلاس

ما اینجا سوار ستوته شدیم و داریم می ریم به سمت حرم مطهر امام حسین (ع)
ستوته موتوره که پشتش مثه وانت ولی کوچیکتر از وانته

بازار حرم امام حسین (ع) ...اون دور تر هم گلدسته های حرم مطهر مشخصه


اونجا بعضی روزا که بادی می اومد هوا بد جوری غبار میشد

اینم باز یکی از کوچه هاس البته نقطه عطفش سیمهای برقه که برام جالب بود...

کوچه ها هیچ کدوم آسفالت نیستن و همه خاکیه


و این سفر نامه ادامه دارد...
به بزرگی خودتون ببخشید اگه عکسا تار یا تیرس
اونجا خیلی از قسمتاش تاریک بود و سرد! البته من سعی کردم از اونجاهایی که چراغ بود عکس بگیرم.........
منم سه پایه نبرده بودم !
و واقعا چشم واسه دیدن کم می آورد ....چه برسه به دوربین!
دیوراه های غار از یه جنس خاصی بودن ....یه حالت پودری
قندیلهای آویزان از سقف غار!!!!!!!!!
دیواره های غار!!!!!!!!!!!!! که به حالت پودری بودن.........

خدایا!
نمی دانم چگونه می توانی گناهان ما بندگانت را تاب آوری و باز
هم لطفت را شامل حال ما کنی، ای کاش من هم مانند تو بودم.
معبودا!
یاری ام کن تا من نیز بخشش و بزرگواری بیاموزم.
دماوند
معبودا!
تاکنون با تو بسیار سخن گفته ام ، اما یاری ام کن تا اینبار که با تو لب به سخن گشودم قلب و روح من نیز با قدرت تمام ، مرا یاری رسانندو لب به ستایش تو بگشایند.

































